خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

380

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

صنف‌اند . 1 - محسوسات ، مانند : آفتاب روشن است . 2 - مجربات ، مانند : چوب زدن به كسى دردناك است . 3 - متواترات ، مانند : « بغداد موجود است » ، نسبت به كسى كه به آن‌جا مسافرت ننموده ، يا « سقراط موجود بوده است » . آن‌چه در اين‌دو صنف ( مجربات و متواترات ) معتبر است ، حصول يقين است نه زياد امتحان كردن يا زياد شاهد آوردن . 4 - اوليات ، مانند : كل از جزء بزرگ‌تر است . 5 - حدسيات ، مانند : نور ماه از آفتاب است . اين صنف ، در صورتى تحقق مىيابد كه مثلا ، تشكلات ماه برحسب دورى و نزديكى از خورشيد مشاهده شده و از احوال خسوف‌ها آگاه باشيم . 6 - قضايايى كه قياس‌هاى آن‌ها در فطرت هر انسانى ريشه دارد ، مانند تصديق به اين قضيه كه دو ، نصف چهار است . اين‌دو صنف پنجم و ششم ، هرچند در حقيقت از مبادى قياس نيستند ، اما از آن‌جا كه مستلزم قياسى هستند كه بدون تجشم و سختى كسبى ، حكمى را افاده مىكند ، آن‌ها را در شمار مبادى ذكر نموده‌اند . فرق اين‌دو قسم با يكديگر اين است كه در صنف اول حد اوسط به حدس معلوم شده ، اما در صنف دوم ، با دو حد ديگر در ذهن متمثل مىشود . اين شش صنف ، « واجب القبول‌ها » ناميده شده و مبادى قياس‌هاى برهانىاند . 7 - وهميات ، و آن عبارت است از حكمى كه وهم - بر خلاف حكم عقل - صادر مىكند و اين حكم بر امورى است كه وهم به آن‌ها راه ندارد ، مانند تصديق به اين‌كه : هرچه موجود است داراى وضع بوده و داخل يا خارج فلك است . علامت اين صنف آن است كه بر نقيض اين قضايا ، قياسى تأليف مىشود كه مقدمات آن از مقدمات واجب القبول هستند و وهم در قبول آن‌ها با عقل مساعدت مىنمايد . اما بعد از تسليم مقدمات ، وهم از پذيرش نتيجه خوددارى مىكند ، زيرا وهم از ادراك بسيارى از معقولات ( مانند وجود ، نهايت ، كلّ ، مبدأ ، علت و . . . ) ناتوان است . و در مورد